طناز
در حرم
اگر فرشهای خیس، جورابهای تمیزم را سورپرایز نکنند،
اگر از سر و صدای بلندگوها بتوانم به کنجی پناه ببرم،
اگر با خادمین دم در که بی ادبانه کیف و جیبم را زیر و رو میکنند، دعوایم نشود،
اگر روضهخان چرت و پرت نگوید و دشنامی زیرلب نثارش نکنم،
یا سخنران حرفی نزند که به آوردن تپانچه بادیام و خلاص کردن جماعت از دست او فکر کنم،
اگر خانم ردیف جلو، روی جانماز من ننشسته باشد و برای هر سجده مجبور نباشم چادرش را از روی مهر و سجدهگاهم جمع کنم،
اگر کسی به من نچسبد، گرسنه نباشم، خوابم نیاید!
زیارت خوبی میکنم!
بعد، یکسری از بندگان خوب خدا به من التماس دعا در زیارت میگویند...
چه لطیفههای خندهداری میسازد این خدای طناز!