نمی‌دانم از کی دیگر حسودی ام نشد

ولی شک ندارم مدت طولانی در زندگی‌ام آدم حسودی بوده‌ام.

نمی‌دانم چطور مطمئن شدم که خدا حواسش به همه چیز هست و هیچ اتفاقی جز با اراده او نمی‌افتد.

اما یادم هست که سال های طولانی از آینده و هر اتفاق ناخوشایندی در آن به خودم لرزیده‌ام.

از کی مطمئن شدم مرگ ما دقیقا عین زندگی ماست و در زمان درست و دقیق خودش از راه می رسد؟ یادم نیست.

اما مدت‌ها با ترس از مرگ زندگی کرده‌ام و رنج کشیده ام.

نمیدانم چقدر از آن وقت‌ها که کابوس از دست دادن عزیزانم را می دیدم گذشته است.

اما یقین دارم سال‌ها این بزرگترین ترس زندگی ام بوده است و لحظه‌های تلخی برایم رقم زده است.

نمی‌دانم کی کمی صبور شدم؟ کی یقین پیدا کردم؟ من اصلا نمیدانم کی بعضی چیزها به قلبم اضافه شد و بعضی پلیدی‌ها از آن رفت؟

اما یقین دارم که صبورتر شده ام و امروز یقینی دارم که آرامم می کند و ثروت‌های بزرگی در قلبم دارم و بعضی از صفات بد آزاردهنده‌ام، کمی کمتر شده اند.

این یعنی در مسیر بوده ام.

جلو رفتن قشنگ است. حتی اگر کم باشد. خوشحالم که پیش رفته ام. خوشحالم که شده‌ام.

اما چطور شد که شد؟ اگرچه حقیقتا نمی‌دانم .

اما گمان می‌کنم بخشی از آن حاصل سن است. عمر!

این یک تجارت است. جوانی‌ات را می دهی و روزگار به تو درس می دهد. حالا من چیزهای خوبی بلدم ولی دیگر نوجوان نیستم. و نوجوان ها خیلی می ترسند و از نایقینی می‌لرزند، اما خب تر و تازه اند.

چه کسی می تواند این معامله را به هم بزند. چه کسی می تواند با جرأت بگوید میخواهم ندانم و نوجوان بمانم. یا دوست دارم بدانم و این سال های تازگی و جوانی را همین الان از دست بدهم؟!

هیچ کس!

یقین دارم هیچ کس نمی‌تواند انتخاب کند آنجایی که هست، نباشد.

هردو شیرین اند و قیمتی و هر دو سخت و پر حسرت... هر دو خوبند!

اما ممکن است بگویید خیلی ها عمر می دهند و عطایی هم نمی گیرند. آخرسر نه جوانی دارند نه فهم! و این خیلی سخت و وحشتناک است.

قبول دارم.

و تنها یک جواب برایش دارم.

اگر این شدن و رفتن حاصل عمر نباشد. احتمالا تنها دلیل دیگری که برایش پیدا میکنم، رنج است.

رنج، سختی، نداشتن...

آدمیزاد یا خودش را کدحاً به خدا می رساند

یا به قیمت عمر و جوانی به او وصال می دهند

یا

به رنج و ابتلا از خط ویژه او را می برند...

وقتی اینطوری نگاهش میکنم، از همه زندگی ام راضی ام.

از همه داشته ها و نداشته هایم...

راضی‌ترین!