خانه خانه ی توست

اما من از در که اومدم به همه سلام دادم. اما به تو... نه!

اصلا یادم نمیاد آخرین باری که فقط رو به سمت خودت ایستادم و گفتم سلام! کی بوده...

من دلم هیچ وقت برای خودم تنگ نشده. چه برسه برای تو؟

من به خودم هم خیلی وقته سلام ندادم... حال خودم رو نپرسیدم. اصلا از کجا معلوم تو من رو یادت باشه؟!

خجالت میکشم ابن رو بگم...

آخه ... توی خونه ت نشستم... روی فرشت... چقدر بی معرفتم من! چه مهمون تلخی ام من...

خدای شیرین من... سلام!